82.آب زنید راه را...
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد...

یک تجربه!
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد...

از موسیقی غافل نشوید!

برای شروع حتما از کوک بودن ساز مطمئن باشید...
.
قیژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژز.

دو دور چرخوندن کفایت می کنه!
حالا از این طرف!!!!...

نُت مورد نظر را آماده کنید:
می-می-ر- می- ر-دو-سی-دو ر-دو-ر-دو-می-ر-دو-سی-دو
فا-فا-می- فا-می-ر-دو-ر سل-فا-می-فا-می-ر- می-ر-دو-می-ر

دقت داشته باشید طعم ساز به اندازه صداش مهمه!
در مرحله گاز گرفتن مراقب بندها باشید...

حالا لم داده و کمی خودمونی تر...

لطفا مراقب باشید...

.

.

.

لباس گرم پوشیدید؟؟...

بفرماییــــــــــــــــــــــــــد...

.
اصولا بهترین عکسها وقتی گرفته میشن که میهمانها تو راه باشند!...

.

.

و میزبان 2 سالــــــــــــــــــــــــــــــــــه...

که هر کس بتونه اونو بخندونه جایزه داره!...

و آغازی برای مستقل شدن:
"اصلا من کلاه نمی خوام!..."




365 روز بعد از 365 روزی که پوست همه رو کندم...

با یک کارت تولد مامان ساز دیگر...

و یک اخطار کاملا دوستانه(!)...

قراره دومین شمع زندگیمو فوت کنم!...

لطفا این بار اخطار را کاملا جدی بگیرید!!!!
باز باران با ترانه...

با گوهر های فراوان...

می خورد بر بام خانه...

یادم آرد روز باران
گردش یک روز دیرین
خوب و شیرین...

سفیدی برف برای روحت
.

سرخی انار برای قلبت
.

شیرینی هندوانه برای عشقت
.

و بلندی یلدا برای زندگی قشنگت
آرزوی ماست...

یلدا مبارک...

ثبت
رکورد بلندترین جمله در پایین 22 ماهگی
"بابی نشسته ماشین آقای پلیس درست!"
.

عنوان تصویر: مرغ یه پا داره!
شما هم میتونید.
با کمی تلاش و تمرکز...

اول ماجین ایــمیــززز (ماژیک قرمز) را بردارید!
مادرها از ایــمیــززز خوششون میاد...

نه! آببببی رو بردارید. اول بابا رو بکشید.
به این صورت...

یک مقدار دیگه مامان...

ادامه میدیم با بهترین بهانه برای گریه،
شوشو(شکلات)...

کمی استراحت می کنیم...

خوب.
حالا عمی(عمه) رو می کشیم...


دستانتون هم لازم نیست بشورید.
فقط ناخونهاتونو حتما بگیرید!!...

یک عکس هنری...

و :
تبریک میگم. شما الان یک هنرمند هستید.
می تونید در بقیه نقاط خانه هم آثارتون رو به نمایش بگذارید...

دَ بی دو (ده بیست سی چهل)...

(و باز هم پا!)

(حالا خودم هم برم قایم بشم!!!...)

نه! نه! (اینجا بهتره...)

سو سو!سو سو...

نه! نه! نه!
منه! منه! (دوباره)
دَ بی دو (ده بیست سی چهل)...


اُتو... اتوبوس
دیدَ...دَدَر
دوخ...دوغ
دَرغ...چرخ
ایز...تیز
بَ...برق
حم...حمام
عسک...عکس
سیر...شیر
بیج...برنج
نام...ناف!
بیجه...مورچه
بینجی...برنج
پُدی...پلیس
ابس...اسب
سبزززززززز...سبز
شبت...شربت
ننا...نعنا
سی...سیب
دای...چای
پیزینی...سیب زمینی
اینَمَ...این هم هست!
و هر چند دقیقه یکبار:
این چیه؟؟!

یک نوپای 18 ماهه که دیگر خودش تعیین میکند:
چه شیری باشد...

چه موقع شیر باشد...

چه مدت شیر بماند...

و البته دریغ از چند ثانیه نشستن برای ثبت لحظات شیری!!...



.
.
.
نترس!
شاتوت خوردم...

ایشون...

همونه...

حالا واسه ما شاخ شده!...

وسایل خونه را جابه جا می کنه...

کتابهای بزرگ تر از سن اش می خونه...

هر چی ادکلنه رو خودش خالی می کنه...

و در انتخابش هم دقت می کنه...
خودش خودشو وزن می کنه...

تغییر دکوراسیون میده...

بعد هم سمب و سوراخ های خونه را پیدا میکنه و قایم میشه!

البته پیش میاد مواردی هم که آقا باشه!
اما تو خواب...

بسیار سفر باید...
.
.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

پایان شانزده ماهگی
و
.
.
.

روز پدر مبارک
.

این چه صداییه؟؟
انگار یه چیزی تو دهنمه!

آهــــــــــــــــــــــــــــــــان، دندون در آوردم!
حالا چکار کنیم؟؟
.
.
.
.اول آش عمه پزو می ریزیم تو کاسه...

عکس دندونهامونو بهش می چسبونیم!!...

با یک پیام بهداشتی...

و یک بسته شکلات،
که خیلی برای دندون مفیده!!...

جینگول اش می کنیم،
(باز هم به روش شکلاتی)!!...

بعد هم یک ژست میگیریم،
که یعنی همه اینهارو من درست کردم...

و با یک کارت مامان ساز،
می فرستیم درب خونه فامیل،
اصلا هم به روی خودمون نمیاریم که این آش باید چهار ماه پیش پخته میشد!...

نـــــــــــــوش جــــــــــــــان...

هییییییییییی،
آخه چقدر دیگه باید تمرین کنم...

اُه،
ببین چی پیدا کردم...

زردو میزنم به سفید،
سفیدو میزنم به سبز...

اِ، این زیر پای من چکار می کنه...

سبزو می زنم به قرمز،
نه زردو میزنم به قرمز، اینجوری قشنگترههههه!...

چه کار سنگینی.
پاهام خسته شد...

یک کم دقت کنم تمام میشه.
دیگه چیزی نمونده...

خُب. به نظرم عالییییی شد...

برم ببینم تصویرش چطوری شده...

ای بابا، باز که این گیر کرد.
چقدر پیچیده است این دنیای الکترونیک!...

اُه اُه صاحبش اومد...

بدو در بریم...

من فدای تو
به جای همه گل ها تو بخند...
.

.
.
.
.
من؟؟
مامانِ سوسکه!

کتابهایتان را کامل مطالعه کنید، کلمه به کلمه،
هیچ نکته ای را از دست ندهید!!!!...

.
کتابهای جدید بخرید...

.
در حفظ و نگهداری آنها کوشا باشید...

.
با دقت و حوصله بخوانید ...

.
به دنبال هدف نویسنده از نوشتن کتاب باشید!!!...

.
شاید هدف در جایی همین نزدیکی باشد...

و در انتها:
اهل مطالعه باشید، کتاب بهترین دوست شماست!!!...

سیزده روز بعد...
.
.
.jpg)
.

.
.jpg)
بوی عیدی... بوی توت...بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو
بوی یاس جانماز ترمه مادر بزرگ
با اینا زمستونو سر می کنم
با اینا خستگیمو در می کنم

بوی باغچه... بوی حوض... عطر خوب نذری
.jpg)
.
.
با اینا زمستونو سر می کنم
با اینا خستگیمو در می کنم
.jpg)
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب

.

با اینا زمستونو سر می کنم
با اینا خستگیمو در می کنم

نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار...

این چی میتونه باشه؟؟

از این زاویه چطور؟؟

نهههههههههههههه ببر که آبی نیست!!
خودم میگم...
.
.
.
.
سورپراییییییییییییییزززززززززززززز
من می تونم بایستم...

ببین چه فشاری را تحمل می کنم...

وای!!!! نزدیک بود بیفتم...

نترس! همه چیز تحت کنترله.
کلا کار سختیه. تمرین لازم داره. پس تا می تونید از انرژی دیگران استفاده کنید!
خجالت نکشید اونها خستگی ناپذیرند!!!!!!!!!!!!...

موسیقی پس زمینه هم کمک بزرگیه،
بگید براتون بلند بخونن: تاتی، نباتی، تاتی، نباتی...

عجله نکنید. شما قراره یک عمر راه برید. پس تا می تونید از اولین قدمهاتون لذت ببرید!
در نهایت هم یک جا ولو بشید و دستور بدید براتون یک دسر خوشمزه بیارن!

بله، شکلات گزینه خوبیه...

.
تحولات یکسالگی ادامه داره،
بزودی برمی گردم،
با یک سورپرایز دیگه!آبَه = آب
.
ب ب ب با با با با = بابا
.
م م ما ما ماما = مامان
.
دِ دِ دِ دِ دِ دِ دِ = دَدَ
.
نَ نَ نَ نَ نَ نَ به توان هزار! = نههههههههههههه
التماس نکن!

اُه اُه = آخر تعجب!

چتباعصعصثتدذبرتشسابتشسابدنتب = در دست ترجمه!
.
.
.
امضا
دهخآروین !!!

خُب، بزار ببینم اینجا چی داریم...
