آروین...

یک تجربه!

108.این هفته چی می خونم!

 

گاهی از هفته ها یادم میره بگویم چی می خونم!

اما دلیل نمیشه هفته آینده نیایم بگم چی می خونم!

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم آبان 1393ساعت 10:56  توسط من  | 

107.خلاقیت ات تو حلقم!

 

مطمئنا این عکس را نگرفتیم برای اینکه پامونو نشان بدیم...

اما این یکی را انداختیم برای اینکه نشان بدیم داریم چه کاری انجام میدیم.

دارم یکی از سرگرم کننده ترین بازیهای بچه و دوست داشتنی ترین بازی های مادر را معرفی می کنم!...

شخصا میتوانید ماشین، خانه، چراغ راهنما، چرخ دستی، طرح های عجیب و البته برج میلاد را بسازید...

خلاقیت!

آخر خلاقیت همین جاست!!! اصلا از توی همین جعبه بیرون آمده، جای دیگه دنبالش نگردید. مهمه هااااا!

این بازی راست کار مادرهاست. چون می توانند کنارتون بنشینند و کار خودشان انجام بدهند. مثلا پیاز سالاد پوست بکنند! بعد هم یادشون بیفته پیاز چشم بچه ها را می سوزونه!

نکن مادر من! نکن...

ضمن اینکه مادرهایی که کل دوران تحصیلشون معافیت ورزشی داشتند(!) و از دنبال بازی خیلی زود خسته می شوند را آنی به ثبات می رسونه!!

تمام شد. تبریک میگم شما پولدار شدید. به همین سادگی توانستید بلندترین برج ایران، ششمین برج بلند مخابراتی جهان و نوزدهمین (شاید هم شانزدهمین) سازه بلند نامتکی جهان را بسازید!!

حالا اینکه سازه چیه و مخابرات روی برج چه کاری داره و متکی بالاخره موفق میشود یا نه به ما ربطی نداره.

شاد باشید که آینده به شما تعلق داره! پوففففففففففففف

نداشت هم مهم نیست!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مهر 1393ساعت 8:36  توسط من  | 

106.این هفته چی می خونم...

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393ساعت 13:9  توسط من  | 

105.سلفی!!!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مهر 1393ساعت 12:55  توسط من  | 

104.بوخون!

 

کتاب دوست اگر باشید و نخواهید هر هفته تو شهر کتاب دست به جیب بشید، نتیجه اش میشه این...

معرفی می کنم: کوچک ترین عضو کتابخوان در اولین کتابخانه زندگی...

و از این پس پست هایی داریم با عنوان "این هفته چی می خونم" ...

بی خیال عکس، موضوع کاملا جدیه!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم شهریور 1393ساعت 14:59  توسط من  | 

103.سبد جادویی!

 

این، سبد:

ایشون صاحب سبد:

این ها محتویات سبد:

نی در رنگهای مختلف،کبریت، نخ دندان در طرحها و سایزهای مختلف!! اسپری و قطره در سایز کوچک که مهم نیست مال بینیه یا عینک یا چشم، تسبیح در طرحهای مختلف از اقصی نقاط خانه مردم، وسایل شخصی مثل برس و تب سنج و عینک آفتابی و گوش پاک کن و ساعت، قوطی خالی آدامس، چهار تا سنجد که با نخ به هم وصل شده اند!!!!، یک تکه چوب، باطری موبایل، کلید، یک نصفه نخود!!!...

 قوطی خالی اسمارتیز که به تنهایی خیلی ارزشمنده و چیزهایی داخلش هست که بعضا قابل تشخیص نیستند که چی هستند و از کجا اومدن!...

.

اما نکات قابل توجه اهالی خانه:

*وجود نخ دندان در خانه فقط تو این سبد منطقیه ولاغیر! یعنی شما مجبورید اجازه بگیرید نخ بردارید بعد بزارید سرجاش.

*در صورت اتمام کبریت آشپزخانه می توانید پوکه خالی را تحویل داده یک بسته کبریت از صاحب سبد تحویل بگیرید!!

تبصره: در صورت خوش خلق نبودن صاحب سبد فقط یک چوب کبریت تحویل میگیرید!

*تسبیح به هیچکس داده نمیشود. التماس نکنید.

*اقلام سبد زیاد میشن اما هرگز کم نمیشن!

.

لازم به ذکره که جزء به جزء اقلام سبد تو ذهن صاحب سبد ثبت شده. جرات دارید بی اجازه دست بزنید.

.

حالا اگر تونستید بین این سبد و صاحبش و اقلامش ربطی پیدا کنید بسم الله...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مرداد 1393ساعت 9:44  توسط من  | 

102.و چهل ماهگی...

 

.

.

.

.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم خرداد 1393ساعت 10:0  توسط من  | 

101.من

 

در راستای این پست رسیدم به این مرحله:

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم خرداد 1393ساعت 10:45  توسط من  | 

100.کودکی...

 

غزاله...

صدرا...

صبا...

و یکتا...

.

.

اینها همونهایی هستند که وقتی بزرگ شدم صداشون میکنم:

همبازیهای دوران کودکی...

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اردیبهشت 1393ساعت 9:25  توسط من  | 

99..ورزشکارااااااااان، دلـــــــــــــــــــاوران، نــــام آوران!!!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اردیبهشت 1393ساعت 9:8  توسط من  | 

98.در مزایای گردش...

 

باغ موزه ایرانی جایی است فقط و فقط برای:

از جوی پریدن...

لی لی کردن...

کوبیدن هر چیز قابل کوبش...

رفتن تو چمن ها...

دنبال گربه ها کردن...

و در نهایت عکس چپ و چوله یادگاری انداختن:

.

مدیونید اگر فکر کنید اینجا جایی است برای لذت بردن از طبیعت و طرح و نقش و رنگ!!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 8:31  توسط من  | 

97.دختر دایی جان...


وقتی یک روزی خیلی ناگهانی یک نفر وارد زندگی شما میشه.

وقتی شما رو از تک نوه ای و زندگی شیرینه "همه چی واسه  منه" در میاره.

وقتی دیگه نمی تونید تنهایی روی پای پدر بزرگ و مادر بزرگ بنشینید و نمک بریزید!

و ...

بله همین خانم رو عرض می کنم: "یکتـــــــــــــــــــــــا"

.

اما خب شما کم نمیارید،

با کمی قیافه، باد توی غبغب، حس نوه ارشد و آویزون کردن یه چشمی به خودتون...

واقعیت رو قبول می کنید!!!


+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 13:0  توسط من  | 

96.مژده دهید باغ را بوی بهار می رســـــــد...


بوی عیدی... بوی توت...بوی کاغذ رنگی

بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو

بوی یاس جانماز ترمه مادر بزرگ

با اینا زمستونو سر می کنم

با اینا خستگیمو در می کنم

.


و تمرکزی جهت شروع شیطنت در سال جدید با فوت کردن شمعها!!!....



+ نوشته شده در  جمعه یکم فروردین 1393ساعت 10:47  توسط من  | 

95.آب زنید راه را...


از کوکو و کیک و نیمرو!!

تا...

تخم مرغ و رنگ و رنگ و رنگ...

و

نرم نرمک میرسد اینک بهار...

خوش به حال روزگار...


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392ساعت 11:53  توسط من  | 

94.ســـــه سال بعد...



تپش قلب ات قشنگ ترین صدای زندگی

تولدت مبارک جان مادر...

.

.

.

به همین سادگی!

به همین خوشمزگی!


+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1392ساعت 8:5  توسط من  | 

93.روز هزار و هشتادم!



بکشید، رنگ کنید، بچسبونید...

با یک امضای هنری...

و یک عکس یادگاری...


تبریک میگم.

حالا با فروش اثرتون توی یک مزایده میتونید پولدارترین کوچولویی بشید که فقط چند روز تا سه ساله شدنش باقی مونده!!!!

فقط چرا شلوارتو عوض نکردی؟؟ آخه با پیژامه؟؟


+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1392ساعت 11:16  توسط من  | 

92.آسمانت آبی و تمام دلت از غصه ی دنیا خالی...






+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1392ساعت 14:59  توسط من  | 

91.دست ساز گلو سوز!


در ادامه مبحث مشارکت، شما می تونید در زمستان، اهل خانه را میهمان آب پرتغال دست نشسته دست ساز کنید.

و اما صندلی.

برای ادامه به یک صندلی احتیاج داریم.

از صندلی بالا برید، به صندلی آویزون بشید، با اون بارفیکس بزنید، بندازیدش، فقط روی اون نشینید! این خیلی مهمه...

با جدیت تمام...

و کمی فشــــــــــــــــــــــــــــار...

بفرمایید، آب پرتغال دست ساز، دست نشسته به همراه آستین و چند عطسه ناقابل ناشی از سرما خوردگی ویروسی...

نوش جان!!!



+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1392ساعت 13:37  توسط من  | 

90.نان آور کوچک...


خُب بالاخره موفق شدم یه نون قد خودم بخرم!

عجب صف طولانی بوداااااااااااااااااااا...

حالا یه گاز بزنم...


به به بفرمایید نون گرم تازه بند انگشتی!


+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1392ساعت 10:33  توسط من  | 

89.مفهوم مشارکت!


در کارهای خانه به مادر خود کمک کنید...

مادرها موجودات عجیبی هستند! اونها می تونند با یک دستشون هم هندوانه بردارند، هم تخم هندوانه ها رو از روی زمین جمع کنند، هم اثر انگشت هندوانه ای رو از روی میز پاک کنن، هم آب هندوانه روی سرامیک رو تی بکشن، در آخر هم هندوانه رو بنداز دور! چون دیگه قابل خوردن نیست.

همین کارو می تونن با سیب، ماژیک، آبپاش، آدامس و رنگ اسمارتیز هم انجام بدن!!!! لطفا فقط کلمات رو جایگزین کنید.

.

در این پست به شما آموزش میدم چطور در انجام کارهای خانه به اونها کمک کنید.


1-جابه جا کردن حبوبات.

این کار می تونه تنوع غذایی شما رو بالا ببره. اگر هم خیلی مزه ها دلچسب نبود مادرها می تونند در اوقات فراغتشون حبوبات رو از هم تفکیک کنن!!

قفل کابینت؟؟ نه نه نه اینجور وصله ها به ما نمی چسبه! لطفا راهنمایی غیر سرگرم کننده نکنید.

.

2.نگهداری از گیاهان

مادرتون گلدان زیاد داره؟ مادر من هم!

کم بهشون آب میده؟ مادر من هم!

بهشون کمک کنید. گلدانهارو آبیاری کنید تا حدی که آب از زیرشون راه بیافته، گلدانها رو بشکونید. اونها مثل خودمون نیاز دارند که جاشون تعویض بشه! خاکشون رو کم و زیاد کنید. نترسید! به مرور تجربه شو پیدا می کنید.

.

3.آشپزی

در کباب کردن لذتی هست که در خوردنش نیست! چکوندن آب کباب روی لباس، گاز، کابینت و... هر جایی که دوست دارید بوی خوب بگیره!!

.

4.باز کردن درب یخچال و فریزر.

اینجا تنها جایی هست که می تونید خوب فکرهاتونو بکنید! شاید دیگه همچین فرصتی پیش نیاد که بتونید یخچالو خراب کنید. اینقدر باز بزارید که صدای آژیرش دربیاد. نترسید هیچ اتفاقی قرار نیست که بیفته!

.

5.کلیدهای اعجاب انگیز:

ماشین؟ لگو؟ کتاب؟ اسباب بازی؟؟؟ نههههههههه

تا وقتی این کلیدها هست نیازی به پول خرج کردن نیست. کلیدهای گاز، ماشین لباسشویی، انواع کنترل، تلفن، فکس و کلا کلید!

با کمی فشار می تونید اونها رو از جا در بیارید.

درسته اینها وسایلی بودن که تو این چند سال نو موندن، اما الان دیگه عمر خودشونو کردن! از کارتون شرمنده نشدید. تنوع لازمه!!

می تونید راهنما، برف پاک کن و چراغهای ماشین رو هم به لیست کلیدها اضافه کنید!

.

6.خانه تکانی

فراموش نکنید، نردبان جزء اصلی خانه تکانی است. به محض اینکه بزرگترها از آن بالا میرن شما هم پشت سرشون برید! این یعنی آخررررررررررررر حس همکاری!

.

7.وظیفه خودم میدونم ازتون بخوام گاهی بخوابید. این برای تمدد اعصاب و انرژی خودتون مفیده. کاری به اهل خانه نداریم!

.

از همراهیتون ممنون و گند کاریهاتون مستدام!


+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1392ساعت 15:36  توسط من  | 

88.آقای گرفتار!


وقتی کار از کار میگذره و میرسه به مرحله عیالواری!!!

.

.

حالا یکی بیاد جمعشون کنه لطفا...


+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1392ساعت 10:43  توسط من  | 

87.پیکــــــآروین- بخش دوم!


سعی کنید رنگ اسباب بازی هاتون را مطابق سلیقه خودتون تعیین کنید. خودتون بخرید. خودتون رنگ کنید. و کلا خودتون خراب کنید! این حق شماست.

اصلا خلاقیت یعنی همین!

برای شروع کمی رنگ، آب، قلمو و هر اسباب بازی که قراره بندازیم دور نیاز داریم.

قلمو را تا جایی که امکان داره توی رنگ فشار میدیم و ...

خوشتون نیومد؟؟ مهم نیست.

با آب بشوریدش. حتی اگر شده به اندازه یک لیوان...

اصلا بندازیدش دور. یک ماشین دیگه را امتحان کنید...

اضافات رنگ را میتونید بمالید به لباستون...

اما بهداشتی تر هست اگر با آب بشورید...

با لباستون خشک کنید...

تمیز نشد؟؟ مجددا با فشار بیشتری تکرار کنید...

به این مرحله که میرسید "دست قشنگه " را از آن خودتون کردید...

یا اینکه نه!

تقاضای یک جایزه حسابی تر بکنید...


+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1392ساعت 13:15  توسط من  | 

86.من همینم که میبینی!


.

.

عنوان تصویر: اولین عکسی که از خودم گرفتم!

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1392ساعت 8:35  توسط من  | 

85.انشاء این هفته!


چند تا شغل برای آیندتون پیشنهاد می کنم!!

.

.

مکانیک بشید؟؟


مزیت اش اینه که دیگه کسی ازتون توقع نداره تمیز باشید!

از اون مهمتر، همیشه دستتاتون یک کثیفی دلچسبی داره...

یا نه، مُهَنـِـــس بشید...

درسته که الان همه مُهَنـِـــسَن اما بالاخره زمین(هه) کارشون با هم فرق داره هر چقدر هم که سرخوش باشند!!!!!

.

می تونید ورزشکار بشید...


در این حالت باید مراقب ژستهاتون باشید چون راه به راه ازتون عکس میگیرند...

.

DJ چطوره!!؟؟


در این حالت هم باید بیشتر وقتتون رو تو کلوپ بگذرونید؟؟

نوعش؟؟ خیلی فرق نمی کنه! همینکه سر و صدا داشته باشه و هیجان کفایت می کنه...

.

راننده! نظرتون چیه؟؟

نه! بنزین اش به صرفه نیست. استرس هم داره.

میتونید تفریحی دنبالش کنید!...


 .

نظرتون راجع به عکاس بودن چیه؟؟


در این صورت همیشه باید به دنبال سوژه باشید!

حتی اگه اون فقط یک گربه باشه...

یا میتونید مثلا از مامانتون عکسهای بی کله بگیرید...

.

یا نه، می خواید یک آدم همیشه پیچ گوشتی بدست فنی باشید!؟؟

در این حالت حتی تو میهمانی هم راحت نیستید!

شبیه دکترها خواهید شد. فرقش فقط تو سرنگ و پیچ گوشتیه...

.

.

از من گفتن دیگه انتخاب با شماست!

 شاد باشید چون آینده به شما تعلق داره...

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1392ساعت 14:25  توسط من  | 

84.سیزده روز بعد...


با درختی سبز گردد این زمین

.

شادیِ گل آورد این نازنین

.

خوش بکاریم هر درختی یادگار

.

با درختی زندگی زیبا وزین

.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1392ساعت 12:18  توسط من  | 

83.عــــــید آمــــــــد و عــــــید آمــــــــد...


بوی عیدی... بوی توت...بوی کاغذ رنگی

.

بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو

.

بوی یاس جانماز ترمه مادر بزرگ

"بچه دست نزن!"


با اینا زمستونو سر می کنم

"ای بابا شمع ها رو چرا فوت می کنی؟؟"

با اینا خستگیمو در می کنم

"عجباااااا اگه تونستی یه دقیقه آروم وایسی..."


.

"بزن اون شیپوروووووووووووو دیگهههههه"

.

آغاز سال یک هزار و سیصد و نود و دو خورشیدی...

دیری دیریدید دیری دیرید دیری دیردیددید دیدید دی ریددی


+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1392ساعت 14:23  توسط من  | 

82.آب زنید راه را...



نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد...



+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 11:18  توسط من  | 

81.استاد دوست داریم... استاد دوست داریم....


از موسیقی غافل نشوید!

برای شروع حتما از کوک بودن ساز مطمئن باشید...

.

قیژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژز.

دو دور چرخوندن کفایت می کنه!

حالا از این طرف!!!!...

نُت مورد نظر را آماده کنید:

می-می-ر- می- ر-دو-سی-دو      ر-دو-ر-دو-می-ر-دو-سی-دو

فا-فا-می- فا-می-ر-دو-ر             سل-فا-می-فا-می-ر- می-ر-دو-می-ر

دقت داشته باشید طعم ساز به اندازه صداش مهمه!

در مرحله گاز گرفتن مراقب بندها باشید...

حالا لم داده و کمی خودمونی تر...


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391ساعت 12:11  توسط من  | 

80.دو سال بـــــــــعـــــــد...


لطفا مراقب باشید...

.

.

.

لباس گرم پوشیدید؟؟...

بفرماییــــــــــــــــــــــــــد...

.

اصولا بهترین عکسها وقتی گرفته میشن که میهمانها تو راه باشند!...

.

.


و میزبان 2 سالــــــــــــــــــــــــــــــــــه...

که هر کس بتونه اونو بخندونه جایزه داره!...

و آغازی برای مستقل شدن:

"اصلا من کلاه نمی خوام!..."

و بالاخره: رضایتی جهت یک فوت ناقابل
.
.
.
.
تولد، تولد، تولدت مبــــــــــــــارک، مبارک، مبارک، تولدت مبــــــــــارک...



می رسیم به بهترین قسمت برنامه...



و البته یادگاری...



+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1391ساعت 15:20  توسط من  | 

79.تولــــــــــــدم(2)...


365 روز بعد از 365 روزی که پوست همه رو کندم...


با یک کارت تولد مامان ساز دیگر...


و یک اخطار کاملا دوستانه(!)...


قراره دومین شمع زندگیمو فوت کنم!...


لطفا این بار اخطار را کاملا جدی بگیرید!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1391ساعت 13:15  توسط من  | 

مطالب قدیمی‌تر